معين الدين نطنزى

124

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

مخلص است و هيچ وقتى نسبت به تكفير امير قتلغ شاه از اين بنده سخنى شنيده است . پادشاه سوگند به غلاظ و شداد ياد كرد . رشيد گفت : « روا نباشد كه چون نوروز بىگناه بخسبد و صدر الدين بر مسند وزارت سالما غالما بنشيند . پادشاه را از قتل نوروز به غايت پشيمانى بود . كيفيت اين مقدمه را از رشيد استفسار كرد . رشيد آنچه معلوم داشت به عرض رسانيد و اشارت كرد تا آن كاتب را با رسانندهء بيلاك حاضر كردند . پادشاه صدر الدين زمانه اندرون طلبيد . صدر الدين چون آن‌دو كس را در مجلس پادشاه بديد به دست و پاى فرومرد و در سؤال اول ميدارميشى كرد . پادشاه مثال داد تا هم بر دربار قتلغ شاه او را به دست خود از ميان به دو نيم زد . بعد از آن پسر نوروز را كه دربند بود اطلاق كرد . عذر بسيار بخواست و از هر صده سه كس را سالناميشى كرده ، مصاحب او به كلات كوه خراسان فرستاد . قوم جاونى قربان از نسل ايشان‌اند . بعد از آن عدالت و تقوى و ورع پادشاه غازان به مثابه‌اى رسيد كه اكثر شب به تلاوت و عبادت بسر مىبرد و از صنعت كاردگرى تهيه مزودهء خاص خود مىفرمود . بعد از آن فرمان كرد تا مجموع وجوه گرد آمدهء خزاين را در وجه عمارت بقاع خير بنهادند و سركارها را اليشميشى كرده ترتيب بنياد عالى شم و ابواب البرّ مشغول شدند . خيرات و مبراتى كه به جهت موقوفات آن عمارت عالى تعيين شده مشهور و معروف است ؛ به جهت آن در اين مختصر تكرار نكرديم . مدّت نه سال سلطنت كرد و سى و سه سال عمر يافت . و در سنهء ثلاث و سبع مايه ( 703 ه / 1303 م ) از اثر هوا در قيشلاق ارّان به جوار حق پيوست . صندوق مباركش را به تبريز نقل كردند و خوابگاه او امروز در آنجا است . ذكر جلوس سلطان محمد اولجايتو خدابنده بن ارغون خان پادشاهى به غايت حليم ، سليم ، ذو شوكت ، بزرگ همت بود ، چنانچه مدت العمر به فسق و فجور و ظلم مرتكب نشد . همه وقتى صحبت با سادات و اشراف و فقها و فقرا داشتى و امرا و اركان دولت خود را نيز بدين معنى ترغيب